أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

416

تجارب الأمم ( فارسى )

خواستند تا سلاح او را به درون نبرد . ( او هميشه يك دشنه را در لاى دستمال به درون گرمابه مىبرد ) غلام گفت جرأت ندارد به درون شود و دشنه را نبرد ، پس بر آن شدند كه لب دشنه را شكسته * در غلاف كرده ، به لاى دستمال نهاده ، پيش او ببرد و مانند هميشه آن را در كنار گرمابه نهد ، تا دگرگونى در نيابد . هنگامى كه آن گروه يورش آوردند ، غلام سياهى كه دم در نگهبانى مىكرد ، مقاومت نموده دست خود را با فرياد پيش برد ، يكى از ايشان دست او را از بازو بينداخت و غلام بر زمين افتاد . جنجال مرداويج را از خطر آگاه كرد و چون دشنه را خواست و نيافت ، تختى را كه درون گرمابه بر آن مىنشست ، پشت در نهاد . چون فشار غلامان نتوانست در را باز كند بر بام رفته شيشه‌هاى گنبد گرمابه را شكستند ، با تير كمان [ 1 ] بر او حمله كردند ، پس او به درون گرم خانه رفته به چرب‌زبانى و نويد نيكىها پرداخت . ايشان اندكى نرم شده ترسيدند ، ولى سپس دريافتند كه كار به جائى بىبازگشت رسيده و آشتى ناپذير است ، پس گروهى از ايشان به سوى آن در بازگشتند كه تخت در پشت آن نهاده شده بود . در را شكستند و به درون رفته يكى از آنان شكم او را با چاقو بدريد ، او با يك « كرنيب » [ 2 ] سيمين كه در دست مىداشت به صورت يكى از ايشان زد كه زخمى سخت بر آن نهاد چون تركان به گمان آنكه كار او را ساخته‌اند بيرون آمدند ، دوستان بيرون گرمابه پرسيدند ، چه كرديد ؟ گفتند : شكم او را پاره كرديم ، يكى گفت برگرديد * و سر او را جدا سازيد . اين كار از آن رو كردند كه در همان روزها برخى فراشان خانه ، شكم او را پاره كرد ، ولى آن را دوختند و بهبود يافت [ 3 ] و چون دوباره بر سر او آمدند ، ديدند او روده‌ها را جمع كرده به شكم خود باز گردانيده و با دست چپ روى آن را گرفته است و با « كرنيب » مدتى

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : و رموه بالنشاب . . . قلاب سنگ مانند 5 : 506 . [ ( 2 - ) ] M : براى كرنيب ن . ك ، پانوشت 4 ص 233 . [ ( 3 - ) ] M : اينكه يك بار ديگر نيز ، در همان روزها سوء قصدى به او شده بود و باز چنين بىباكىها مىكرد ، نشان خردمندى او نيست . چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار !